از یه طرف نمک های استاد!
از طرف دیگه حوصله نداشتن من برای ماندن در کلاس!
آخرش حوصلمو سر برد از بس نمک ریخت والا شوره زدم با این همه نمک!
کفری شدم آخه به ما چه که اسم اون شکل هذلولیه!
عصبانی شدم با جدیت پرسیدم: شما بگید ماها بهش چی بگیم!
استاد- اسمشوبذار عم قزی
من - لابد دور کلاش قرمزی!
دیگه صدا به صدا نرسید!
بمب خنده!
تا آخر زنگ عذاب وجدان گرفتم که چرا جواب استاد را دادم!
نظرات شما عزیزان:
نمی خواد عذاب وجدان داشته باشی...
بی خیال...
کاریه که شده...
بعدا برات خاطره میشه یادش بیفتی کلی خنده ات میگیره.gif)
بی خیال...
کاریه که شده...
بعدا برات خاطره میشه یادش بیفتی کلی خنده ات میگیره
.gif)
برچسبها:
.: Weblog Themes By Pichak :.